این وبلاگ به یادبود روستای قدیمی خــوجــه نــفــس راه انــدازی شده است

یـاد گـار

پایگاه فرهنگی، هنری، اجتماعی و ادبی "ترکمنی - فارسی" ترکمنان جهان - خوجه نفس
شناسـنامه - بیز بارادا

ديوان مختومقلي

  • مجسمه مختومقلی فراغی

    Magtymguly Pyragynyng təze heykeli

    خانه

    سرود ملّی - فرهنگی

    DUTAR SAZLARY

    حیدر بابا رادیو

    درباره ما : این وبلاگ به یادبود دهستان قدیمی خوجه نفس راه اندازی شده است. درباره قدمت این دهستان از نظر تاریخی در این لینک در مورد “ تاریخچه خوجه نفس“ مطالبی درج شده است که مطالعه آن خالی از لطف نیست. …
    و امّا در مورد خودم:
    خـانـه ام را گـر فـرو ریـزنـد،
    من دوباره خشت خواهم زد!

    ... روزگارم بد نیست تکه نانی دارم، خرده هوشی، سرسوزن ذوقی. مادری دارم بهتر از برگ درخت. دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکی هاست.

  • اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!
  • اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!
  • اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست!
  • اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
  • ترکمن تورک لینک
    ســــیــجــیـوال
    تورک خبری
    سکولاریسم خبری
    قـــــوپـــــوز - Qopuz
    حضرت مولانا جلال الّدين
    اتحادیه روشنفکران ترکمن
    تركمن ديلينده زمان قازيتي
    سیستم گالری دهی پلاگر
    ترک ادبيّـاتی - ادبيّات ترکی
    سارغـــد - دانشجویان ترکمن
    انجمن شعر و ادب ميراث گنبد
    تورکمن تلویزیون - TürkmenTV
    دانشجويان ترکمن دانشگاه زابل
    راديو تـورکـمـن - Türkmen Radio
    تاریخینگ یاپراقلارئندا لاتین الیپبی
    تـرکـمـنـصـحــرا - Turkmensahra
    نل آکادمی-Toronto NiL Academy
    ترکمن موزيک***Türkmen Muzik
    کرکوک ترکمن-Kerkuk Turkmen-1
    تاریخ موزه-Turkmen Taryh-Muzey
    تورنتو ترک فست-TorontoTurkFest
    اؤلــکأمــیــز - آق قالا - White Castle
    ترکمن پاپ-TÜRKMEN POP MUSIC
    ترکمن تاریخی-۲-Türkmen Taryhy-2
    اوقا-اؤرن-دؤره ت - Oka-Öüren-Döret
    ترکمن تاریخی-Türkmen Taryhy-Iran
    ترکمنصحرامدیا-TurkmensahraMedıa
    ترک دنیأسی -Turk Dunyəsi Folklor
    دلنوشته های دختر ترکمن (هاتیجا)
    تورک دستانلاری - Turk dessanlary
    جستجوگر تصاویر - Surat Agtaryş
    قـارا قـوم-Turkmenistan Garagum
    یورک دویغولاری - محمّدصالح راسخ
    ترکمن کولتور - Türkmen Kultur
    علیشیر نوائی - Alyşir Nowayy
    جـــهــا ن شـــاه قـره قـویـونلــی
    آينا - انجمن شعر و ادب آق قلاء
    ایل گون - Il Gün - Türkmençe
    سايت ترکمن-گوتنبرگ-سوئـد
    حیدر بیات- آذری ترک قارداش
    نشريّه صــحــرا - ترکمنصحرا
    اوبا اوغلانی - Oba oglany
    خـبـرنـگار تـرکـمـنـصــحـرا
    روحــنــامـه - RUHNAMA
    گل مادر(عــــــــــایشه)
    ايل - گون - فارسی
    نـشـریـه یــاپــراق
    بيله ســس
    برای آخرین بار، تو را خدانگهدار که می روم به سوی سرنوشت

    حسن گل نراقی

    حسن گل نراقی 

    سال ها در بازار تهران (سرای بلورفروش ها)کسب و کار مختصری داشت. قدی بلند و مویی سفید. آرام و شمرده صحبت می کرد، حتی با مشتری های سمجی که برای بلور خریدن هم چانه می زدند چنان آرام سخن می گفت، که گویی می ترسد بلورها تاب قال و مقال را نیآورده و از روی رف ها سقوط کنند. مغازه اش دربازار سنتی تهران نه بزرگ بود و نه کوچک. تحمل آنهایی را که یادش بودند و به دیدارش می آمدند بیشتر داشت تا مشتری ها را. حسن گل نراقی خواننده ای غیر حرفه ای اما اهل ذوق بود. در سال های پس از کودتای۲۸ مرداد که بسیاری دور هم به غم خواری و تسلای آوار کودتا جمع می شدند، ترانه ای را که حیدر رقابی سروده بود خواند. با همین ترانه نامش در لیست خوانندگان ایران قرار گرفت. خودش می گفت: «به تشویق دوستان ترانه دیگری هم خواندم، اما خیلی زود تصمیم گرفتم کنار بکشم. صدای من با مراببوس باید در خاطرها می ماند. از بچگی عشق کوزه گری و بلور سازی داشتم. رسیدم به سرای بلورفروش ها. هیچکس در این سرای بی کسی نمی داند من کیستم و مراببوس چیست!»

    بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت . . .

    در سال های بعد از کودتای ۲۸ مرداد، بسیاری از شنوندگان ترانه غمگین و درعین حال شورانگیز مرا ببوس، بر این تصور بودند که شعر این ترانه را سرهنگ ژاندارمرى عزت الله سیامک از رهبران سازمان نظامی حزب توده ایران، پیش از اعدام در۲۷ مهر ماه ۱۳۳۳  در زندان و در وصف سرنوشت غم انگیز افسرانی که اعدام می شدند، سروده است. عده ای دیگر هم فکر می کردند این ترانه را سرهنگ دوم توپخانه محمدعلى مبشری عضو دیگر رهبری این سازمان در وصف سیامک سروده است. به دنبال این شایعه بود که سرانجام مطبوعات به اشاره ساواک نوشتند، سراینده ترانه عاشقانه مراببوس شاعری به نام حیدررقابی است نه سرهنگان حزب توده.
    همین افشاگری باعث شد،گذر شاعر و خواننده  این ترانه به زندان تیمور بختیار و سازمان ساواک کشیده شود. شاعر ترانه مرا ببوس «حیدر رقابی» از دوستداران مصدق بود که بعد از کودتای ۱۳۳۲ این ترانه را سرود. عده ای بر این اعتقاد هستند که انگیزه حقیقی سرودن این ترانه «گروه افسران» بود که همگی بعد از کودتای سیاه۳۲ تیرباران شدند و آهنگساز این ترانه نیز «مجید وفادار» است
    .
    درسال های پس از کودتا؛ گل نراقی نیز چند بار به ساواک احضار شد تا بگوید با چه انگیزه ای مراببوس را خوانده استهر بار توانستم بازجوها را قانع کنم که این ترانه را فقط به دلیل زیبایی عاشقانه آن خوانده و اساسا خواننده حرفه ای نیستم. یک بار خواندم و دیگر هم نمی خوانمهمین بازجویی ها را حیدر رقابی هم پس داد. انکار او دشوار تر از گل نراقی بود، زیرا پس از کودتا مدتی زندانی بود و پرونده سیاسی داشت
    .

    حیدر رقابى با تخلص «هاله» نخستین بار شعر مرا ببوس را در مجموعه «آسمان اشک» در سا۱۳۲۹ به چاپ رساند. عبدالرحیم جعفرى، مدیر وقت انتشارات امیرکبیر و ناشر کتاب فوق مى گوید: «اوایل سال ۱۳۲۹ در کوران مبارزات مردم و دولت و احزاب چپ و راست با جوان پرشورى آشنا شدم به نام حیدرعلى رقابى متخلص به «هاله»، از خویشان بیژن ترقى مدیر کتاب فروشى خیام بود. ملى گرایى بود شوریده و شیفته دکتر محمد مصدق. جوانى بود فروتن و مومن و معتقد و در مبارزات ملى سخت فعال.دفتر شعرى داشت که آن را در هزار نسخه به نام «آسمان اشک» چاپ کردم. در این دفتر قطعه شعرى بود با عنوان«مرا ببوس» که بعد ها مجید وفادار، ویولنیست معروف براى این شعر آهنگى ساخت و پرویز یاحقى با ویولن و حسن گل نراقى با صداى مخملى خود در رادیو ایران آن را اجرا کردند که اقبال عام یافت و برحسب خواهش شنوندگان به دفعات از رادیو ایران پخش شد

    اما حقیقت این است که ماجرای ساخت این ترانه به هیچ وجه به کودتا ربطی نداشته است، شاید شاعر آن را تحت تاثیر وقایع سیاسی روز سروده باشد اما آهنگ این ترانه برای موسیقی متن یک فیلم سینمایی ساخته شد .. مجید وفادار آهنگساز این ترانه، ماجرا را در مصاحبهای در شماره ۱۴۱۸ هفته نامه تهران مصور مورخ ۱۱ آذر ماه۱۳۴۹ چنین شرح میدهد:«... در این دوره من گاه گاهی برای فیلمها هم آهنگ میساختم. یادم میآید یکی از این فیلمها «اتهام» نام داشت. تهیه کنندگان فیلم از من یک آهنگ نو خواستند و من برای این فیلم آهنگی ساختم که بعدها به نام «مرا ببوس» معروف شد ... به یاد میآورم روزهایی را که این آهنگ سر زبانها افتاده بود و داستانهایی را که برای آن ساخته بودند. این آهنگ شاید نقطه عطف موسیقی جاز ایران بود. چرا که بعد از آن خوانندههای دیگری به رادیو آمدند و موسیقی جاز نضج پیدا کرد... شعر این آهنگ از حیدر رقابی «هاله» بود که متاسفانه در ایران نماند و برای همیشه بار سفر بست و به آمریکا رفت...»  ...


    ترانه «مرا ببوس» برای فیلم «اتهام» ساخته شاپور یاسمی که در اردیبهشت ماه سال۱۳۳۵ روی پرده رفت، ساخته شد و در یکی از صحنههای فیلم توسط خواننده نه چندان معروفی به نام «پروانه» (ترانه شب های تهران هم از اوست و به اشتباه به مادر خاطره پروانه نسبت داده می شود) و با لبخوانی ژاله علو خوانده شد.
    در آن فیلم ژاله علو نقش زنی را داشت که سزای خیانت شوهر سابقش را داده و پس از کش و قوس داستانی، سرانجام خود را به پلیس معرفی کرده بود.. در صحنه فوق که با دختر کوچکش وداع میکند و به سوی زندان و مجازات روانه میشود، این ترانه را میخواند
    .
    ژاله علو در باره این ترانه گفتخانم پروانه خواننده ترک زبانی بود که آن روز ها با ترانه «آن بام بلند» معروف شد و در فیلم اتهام که من به اتفاق ناصر ملک مطیعی در آن ایفای نقش می کردم، به جای من خواند. من در شب جدایی با دختر کوچکم این ترانه را در متن فیلم لب خوانی می کردم
    .
     
    فکر نمی کنم هاله شاعر این ترانه آن را با انگیزه سیاسی و یا برای کودتای ۲۸ مرداد سروده باشد. شنیده ام که آن را برای نامزدش و زمانی که می خواسته ایران را ترک کند سروده است. در هر حال فیلم مخاطبان خاصی داشت و با وجودی که مراببوس اثر خوبی شده بود بعد از اکران فیلم چندان به محبوبیت نرسید. چند سال بعد وقتی که  گل نراقی خواننده خوش صدا و با احساس دوباره آن را اجرا کرد و کار از رادیو پخش شد، برسر زبان ها افتاد و در واقع گل نراقی آن را ماندگار کرد

    علو همچنین درباره داستان این ترانه گفت: «یکی از دلایلی هم که مردم به این ترانه و شنیدن آن راغب شدند، شایعاتی بود که آن را به کودتای ۲۸ مرداد و اعدام سرهنگان حزب توده مربوط می کرد.. با وجودی که کذب بودن این داستان ها ثابت شده است، هنوز مردم با شنیدن آن به یاد آن سال ها و وقایع سیاسی آن می افتند.در واقع اگر بخواهیم از این ترانه به عنوان یک ترانه ماندگار یاد کنیم، نمی توانیم آن را از این شایعات جدا کنیم
    .» 
    با اکران فیلم مذکور در خرداد ۱۳۳۵، این ترانه چندان مطرح نشد، اما آهنگ و شعرش بسیار مورد توجه موسیقی دانها از جمله پرویز یاحقی قرار گرفت
    .

    پوران وفادار، برادر زاده آهنگساز این ترانه، که خودش هم دستی در موسیقی داشت و یکی دو سالی از خوانندگان رادیو بود، در تماسی که با او داشتیم درباره خاطرات خود از این ترانه گفت: «هاله شاعر این ترانه به دلیل فعالیت های سیاسی و طرفداری از ملی گراها تحت تعقیب بود و می خواست از کشور خارج شود.عمویم شعر نیمه کاره ای از او داشت که می خواست برایش آهنگی بسازد. شبی که به دیدار عمویم آمده بود تا خداحافظی کند عمویم او را به داخل خانه می کشاند و از او می خواهد که این ترانه نیمه کاره را تمام کند.. او هم که تحت جدایی از نامزدش و وطنش بود این ترانه را به تمام می کند. اما دیگر آن شب نمی تواند تهران را ترک کند و شب را همان جا می گذراند. هفته بعد با کمک دوستان و خانواده از تهران خارج و به سمت آلمان حرکت می کند


    او ادامه می دهدحدود یک سال بعد از اکران فیلم این ترانه از رادیو با صدای گل نراقی پخش شد. به نوعی من مسبب آن بودم. موقع ساخت قطعه ها گاهی من هم با قطعه می خواندم. من هم آن را می خواندم. یک روز در یک میهمانی خصوصی که آقای گل نراقی هم آنجا حضور داشت به اصرار دوستان این ترانه را خواندم. آن شب چند بار به خواست حاضران این ترانه اجرا شد. گل نراقی هم از آن خیلی استقبال کرد
    .
    فردای آن روز، خانم صاحب خانه پیش من آمد و به اصرار شعر مرا ببوس را خواست. هر چه گفتم که این شعر هنوز جایی خوانده نشده و من نمی توانم آن را بدون اجازه به شما بدهم قبول نکرد و دلیل آورد که ما که خواننده نیستیم فقط می خواهیم شعر را داشته باشیم. من هم شعر را دادم. همان جمعه داشتم رادیو گوش می دادم که شنیدم مجری رادیو می گوید ترانه ای پخش می کنیم و نام شاعر و آهنگساز آن را به مسابقه می گذاریم. وقتی گل نراقی شروع کرد به خواندن سر جایم خشک شدم. نمی دانید چه حالی شدم، چون نمی دانستم جواب عمویم را چه بدهم؟! بعد از تمام شدن ترانه عمویم زنگ زد و پرسید که تو این کار را به کسی دادی؟ من انکار کردم. اما هفته بعد آن، اسم گل نراقی که خواننده آن بود فاش شد. او هم در مصاحبه ای که در اطلاعات هفتگی انجام داده بود، گفت که این ترانه را برادر زاده آقای وفادار به من داده است. عمویم خیلی از دستم ناراحت شد و گفت که دیگر هیچ کاری را به من نشان نخواهد داد
    ».

    اما ماجرا طور دیگری هم نقل شده است، پرویز خطیبى، نویسنده کتاب «در جست و جوی صبح» درباره ضبط مرا ببوس در رادیو توسط گل نراقی مى گوید: «... دو، سه سال پس از اعدام افسران وابسته به حزب توده، آهنگ و شعر مرا ببوس در ذهن بسیارى از همکاران مجید مانده بود، از جمله پرویز یاحقى که آن را به شدت دوست مى داشت. یک روز که اعضاى ارکستر بزرگ رادیو در استودیو شماره ۸ جمع شده بودند و انتظار روح الله خالقى را مى کشیدند، حسن گل نراقى به دیدار پرویز یاحقى آمد. حسن فرزند یکى از تجار معتبر بازار بود که با اکثر هنرمندان دوستى و رفاقت داشت... به هر حال وقتى گل نراقى سراغ یاحقى را مى گیرد، او را به استودیو راهنمایى مى کنند، در آنجا پرویز یاحقى با ویولن و یکى از نوازندگان با پیانو مشغول نواختن آهنگ مرا ببوس بودند
    .
    پرویز که چشمش به گل نراقى مى افتد، مى گوید: به این آهنگ گوش بده، گل نراقى یکى دو بار به آهنگ گوش مى دهد و آن را زیر لب زمزمه مى کند و در این ضمن مسئول ضبط برنامه موسیقى که پشت دستگاه نشسته بود، دستگاه را به راه مى اندازد و این قطعه را بى آنکه کسى متوجه شود، ضبط مى کند. گل نراقى به دنبال کار خودش مى رود و مسئول ضبط نوار ضبط شده را از طریق رئیس وقت رادیو براى معینیان سرپرست انتشارات رادیو مى فرستد. وقتى معینیان و سایر مسئولان به نوار گوش مى دهند، تصمیم مى گیرند که آن را پخش کنند و ماجرا را با پرویز یاحقى در میان مى گذارند. پرویز مى گوید، این کار براى گل نراقى گران تمام مى شود، زیرا او از یک خانواده سرشناس مذهبى است و پدرش با کار هاى هنرى به شدت مخالف است. قرار مى شود گل نراقى را به اداره رادیو دعوت کنند و موضوع را با خودش در میان بگذارند. گل نراقى مى آید و گفته هاى پرویز یاحقى را تایید مى کند ولى به علت اصرار دوستان قبول مى کند نوار بدون ذکر نام و با نام مستعار «خواننده ناشناس» پخش شود
    .
    به هر حال ترانه ای که آن روز تابستانی با ویلن پرویز یاحقی توسط حسن گلنراقی خوانده شد و بدون اطلاع وی ضبط گردید، بارها و بارها پخش شد و روی نوار دست به دست گشت تا به عنوان ترانه ای ماندگار در تاریخ موسیقی ایران بماند
    .
    فرار حیدر رقابى و سکوت گل نراقى زمینه مساعدى را فراهم آورد تا تقارن پخش این ترانه از رادیو با اعدام نخستین گروه افسران، این شایعه که عوامل توده اى آن را به راه انداخته بودند به باور جامعه بنشیند. گفته مى شد: سرهنگ سیامک و یا سرهنگ مبشرى.... هنگام وداع با خانواده و قبل از رفتن به مقابل جوخه اعدام مرا ببوس را سروده است. در حقیقت هم شعر جنبه هاى انقلابى داشت و کلمات آن قابل تفسیر بود و مردم شعر را براى دیگران مى خواندند و داستان ها مى ساختند، در حالى که گل نراقى مات و مبهوت مانده بود و نمى دانست چه کند سرانجام، با پیگیرى «مجید دوامى» سردبیر مجله «روشنفکر» و چاپ عکس او بر روى مجله ،مشخص شد خواننده این ترانه چه کسی است، اما  هنوز در آن سال ها شاعر این شعر را کمتر کسى مى شناخت
    ..

    گل نراقی فرزند یکی از تجار معتبر بازار بود و اگر چه صدایی گرم و گیرا داشت و در محافل دوستانه میخواند ولی به لحاظ موقعیت خانوادگی هرگز نمیتوانست به عنوان خواننده رادیو معرفی شود.بعد از مدتی خانواده گل نراقی متوجه ماجرا شدند و از آن پس او دیگر ترانه ای نخواند. البته گفته می شود که گل نراقی در فیلمی از زبان یک دانشجوی دانشگاه که دل و قلوه فروشی میکند ترانه «دل دارم، قلوه دارم، جگر و ...» را خوانده است
    .

    دم و دستگاه کودتا که تاب افسانه مراببوس را نداشت و می دانست زمزمه مراببوس اجازه نمی دهد دهه ۳۰ فراموش شود، ابتدا پخش آن را از رادیو ممنوع کرد. از این مرحله به بعد این ترانه سینه به سینه به نسل بعد از۲۸ مرداد که خود شاهد وقایع آن نبودند منتقل و به ترانه ای مردمی تبدیل شد. حتی صفحه۴۵ دور و کوچک آن نیز نایاب شده بود و این خود مانند هر ممنوعه دیگری بیشتر مشوق نسل بعد از کودتا بود تا آن را پیدا و گوش کنند. این صفحه نه تنها نایاب شده بود، بلکه اگر برای دستگیری کسی وارد خانه او می شدند و صفحه مراببوس را پیدا می کردند آن را به عنوان مدرک جرم سیاسی با خود می بردند تا ضمیمه پرونده سیاسی او شود
    .

    چند سال بعد نیز دستگاه تبلیغاتی دربار، به انگیزه عاشقانه جلوه دادن مراببوس و نفی هویت سیاسی آن، اجازه داد چند خواننده روز ایران قسمت اول این ترانه، که عاشقانه جلوه می کرد را بخوانند، اما قسمت دوم ترانه که مربوط به سحرگاه تیرباران بود همچنان درمحاق سانسور ماند.اما این کار چیزی را عوض نکرد و حتی خوانندگان حرفه ای و مشهور روز هم نتوانستند اجرایی به دلنشینی و خاطره انگیزی گل نراقی از این ترانه ارایه دهند
    .
    گل نراقی در مهر ماه سال ۱۳۷۲ گرفتار فراموشى و تومور مغزى شد و به رغم تلاش پزشکان، تسلیم مرگ شد و به همراه ترانه اش، براى همیشه به ابدیت پیوست و جاودان شد. گل نراقى هرگز ازدواج نکرد، بخشى از اموال زنده یاد گل نراقى، به صورت موقوفه در اختیار آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک قرار گرفت و ساختمان اهدایى آنان در ابتداى خیابان بهار شیراز، منشعب از میدان هفتم تیر، قرار دارد.  آنها هر دو رفتند، اما ترانه ای را از خود به یادگار گذاشتند که تا زندان و اعدام هست، یاد آنها نیز زنده است
    .
    حیدررقابی که پس از وقایع کودتای ۲۸ مرداد و وقایع بعد از آن ناچار کشور را ترک کرده و به آلمان مهاجرت کرده بود، سرانجام پس از پیروزی «انقلاب اسلامی» و بعد از ربع قرن سکوت درغرب و تبعید اجباری به وطن بازگشت. او با این امید به ایران آمد که بتواند خدمات سیاسی و اجتماعی اش را از سر بگیرد اما چندان توجهی به او نشد. سرانجام گرفتار بیماری سرطان شد و در سال پایان دهه۱۳۶۰ چشم بر جهان فرو بست. پیکر او را در ابن بابویه در کنار مزار دهخدا و تختی به خاک سپردند
    .

    متن کامل این ترانه به این شرح است:

    مرا ببوس، مرا ببوس

    برای آخرین بار، تو را خدا نگهدار که می روم به سوی سرنوشت

    بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت

    در میان توفان هم پیمان با قایقران ها

    گذشته از جان باید بگذشت از توفان ها

    به نیمه شب ها دارم با یارم پیمان ها

    که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها

    شب سیه سفر کنم، ز تیره ره گذر کنم

    نگرتو ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من میفکن

    دختر زیبا امشب بر تو مهمانم، در پیش تو می مانم، تا سر بگذاری بر سر من

    دختر زیبا از برق نگاه تو، اشگ بی گناه تو، روشن گردد یک

    امشب من  

    ستاره مرد سپیده دم، به رسم یک اشاره، نهاده دیده برهم،

    میان پرنیان غنوده بود.

    در آخرین نگاهش نگاه بی گناهش، سرود واپسین سروده بود.

    بین که من از این پس دل در راه دیگر دارم.  

    به راه دیگر شوری دیگر در سر دارم

    به صبح روشن باید از آن دل بردارم، که عهد خونین با صبحی

    روشن تر دارم.... ها

    مراببوس

    این بوسه وداع

    بوی خون می دهد

    برای شنیدن ترانه مراببوس با صدای گل نراقی:

     این قسمت را فشار دهید 

        مــنــبــع مــطـلـب

    متنی که باصدای زنده یاد گل نراقی خوانده شده است:

    مرا ببوس مرا ببوس

    برای آخرین بار

    ترا خدانگهدار

    که میروم بسوی سرنوشت

    بهار ما گذشته

    گذشته ها گذشته

    منم به جستجوی سرنوشت

    در میان توفان

    هم پیمان با قایقرانها

    گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها

    به نیمه شبها

    دارم با یارم پیمانها

    که برفروزم آتشها در کوهستانها آه

    شب سیه

    سفر کنم

    ز تیره راه

    گذر کنم

    نگه کن ای گل من

    سرشک غم به دامن

    برای من میفکن

    مرا ببوس مرا ببوس

    برای آخرین بار

    ترا خدانگهدار

    که میروم بسوی سرنوشت

    بهار ما گذشته

    گذشته ها گذشته

    منم به جستجوی سرنوشت

    دختر زیبا امشب بر تو مهمانم

    درپیش تو میمانم تا لب بگذاری بر لب من

    دختر زیبا از برق نگاه تو

    اشک بی گناه تو

    روشن سازد یک امشب من

    مرا ببوس مرا ببوس

    برای آخرین بار

    ترا خدانگهدار

    که میروم بسوی سرنوشت

    بهار ما گذشته

    گذشته ها گذشته

    منم به جستجوی سرنوشت

    نویسنده: خوجه نفس در ۱۳ مهر ۱۳۸۸ نظرات () | لینک ثابت مطلب | مطلب را به بالاترین بفرستید - Balatarin | . . . برگشت به صفحه نخست
    دیگر نشانیها-بیلکی بللیکلر


    نویسنده - یازئجی
    خوجه نفس

     خــوجـه نـفـس یادگار –  Hojanepes Yadigar

    کد لوگوی خـوجه نفس یادگار

     خــوجـه نـفـس وردپرس –  Hojanepes Wordpress

    کد لوگوی خوجه نفس وردپرس
    شخصیّتها، هنرمندان و رادیو مدیاها

    وبسایت و وبلاگهای نمایندگان مجلس و شخصیّتهای تورکمن

  • د. دیه جی-نگاهی از دور
  • د. دیه جی-بلاگفا
  • د. مایا سمیعی- آلتین قوبپا
  • وبلاگ ایل اوغلی، اترک یولی
  • وبلاگ بسنجیده
  • وب سايت آمان قلیچ شادمهر
  • وبلاگ ولی پور
  • وبلاگ خانم عایشه اونــق
  • بایرام گلدی برمک
  • ...
  • ...
  • » هنرمندان و نویسندگان

  • گلشیفته فراهانی
  • وبلاگ حمید تقوائی
  • شهلا آقاپـور
  • شهلا و جمال اعتمادزاده
  • تابلوهای نقّاشی
  • شاهمرسی-دبیرتاریخ-تبریز
  • نقّاشیهای زهرا شاهپوری
  • احـمـد کـسـروی
  • احـمــد شــامـلــو
  • فـروغ فـرّخـزاد
  • نیک آهنگ کوثر
  • خودنویس نیک آهنگ
  • مــحــمــود
  • Persian Graphic
  • ليلا صادقي
  • ماندانا ابري
  • روجا چمنکار - شاعر
  • عبـدالله شـهــبـازی - موّرخ
  • مسعود بهنود
  • جنبش راه سبز (جرس)

    »رادیو - مدیـا

  • آذر تی وی-تورنتو
  • موسیقی ترکمنان عراق
  • رادیو بــرابــری
  • موزیک فارسی
  • تورکمنصحرا رادیو
  • آزادلئق رادیو-ترکمنی
  • آزادلئق رادی-انگبیس
  • آزادلئق رادیو-آرشیو
  • تلویزیون پــام
  • رادیو آزادگــان
  • رادیو زمــانــه
  • رادیو فــرانـسـه
  • رادیو صدای ایران
  • رادیو دویچه وله آلمان
  • بی بی سی-B.B.C.F.
  • رادیو فـــردا
  • رادیو کولتی مولتی
  • رادیو آمریکا
  • رادیو قاصدک
  • رادیــو فــدرالــچــی
  • رادیو گوته بؤری
  • رادیو همصدا
  • تلویزیون ایرانیان
  • سیمای آزادی
  • رادیو اسرائیل
  • رادیو تنــدر
  • رادیو تهران سوئد
  • » یوتوپ کانال لاری

  • ترکمن استودنت لر کانالی
  • خوجه نفس یوتوب کانال
  • بانو بانو جان
  • چلکن-آ چلکن-پابروتشکا
  • آهنگ رقصی گارمون-گل گل
  • Renkli Turkche TV
  • مستر ماهیا-Mrs Mahiya
  • ویدیو ترکمن ییگیت
  • جان قیز -Jangyz Azeri
  • آذربایجان ماهمی سی
  • مهاحر-Muhacir1
  • بگا - Bega
  • سیم و زر یوتوب
  • گلشیرین - Gülşirin
  • ترکمن جیگیت - Turkmrn Jigit
  • دیلی موشن - Daily Motion
  • » گـیـلـکـی - mp3

  • عید مبارکی- ناصر مسعودی
  • نفرین بر مستی - ناصر
  • بازم که قهری
  • نازنین دختر گیلان
  • رعنا جان
  • احمد عید آشورپور
  • آشورپور-لیلا لیلا
  • لیست ترانه های آشورپور
  • » ترک آذربایجان - mp3

  • اپرای کؤراوغلی
  • لاله لر
  • بایاتیلار
  • کؤراوغلی
  • آذربایجان مارالی
  • کیملره قالدی دونیا
  • قاطار مقامی
  • نأزلی یارینگ قارا گؤزی
  • اینتیظار
  • شاد ماهنی لار-31 دقیقه
  • شاد ماهنی لار-30 دقیقه
  • چین تورکمنلرینگ آیدیم-سازی
  • اؤزبک آیدیم-سازی
  • آلمانی آتدیم خارالا
  • ساری گلین - گولای
  • ساری گلین - علیخان
  • من گولم
  • سن گلمز اولدون
  • ماچ ماچ قوچ قوچ
  • باغا گیردیم اوزیمه
  • پنجیره دن قوش اوچدی
  • آراز
  • آختارما منی
  • آی قیز
  • نبات خانم،تهرانی و چــوپـانــی
  • گل اوینایاق
  • آیریلئق
  • قره باغ
  • ترسه قزّاقی و اپرای شاه صنم
  • اویون هاوالاری
  • یارالیام آلبومی
    منبع: آزاد تریبون موسیقی سی
    ترانه های آذربایجای - mp3
  • موضوعات گوناگون

    »روی خط حقوق بشر
    Online Humenrights

    ســرود حــقــوق بــشر

    English Text Universal Declaration of Human Rights

  • پـاهـیـم

    گونش چوغئ بولوت آستئندا غالماز
    حقيقت اؤچمزک ياغتئسئن دأنمز
    شوکران جامئندان مگر دادئلماز
    سقراط کمين جاندان اوميد اوزمسنگ


    A night in Mal Lastman Square Park of Toronto

    خطاطي نستعليق آنلاين

    Scluptor Ruhi Tuna

    Balatarin- بالاترین


    فید منتخب من - سایلان فیدلریم
    جستجوگر تصاویر- Surat Agtaryş
    فـيـد وبــلاگـهـاي تــرك زبـان ايــران
    لیست وبلاگهای فارسی ترکمن
    فيد وبلاگهای فارسی ترکمن-متني
    خبرخوان سایت دانشجویان
  • تبادل لینک - لینک آلئشما
  • شـرکت گردشـگری امواج کـاسـپـین
    لیسـت وبلاگهای تـرکـمـنـهـای ایـران
    لیـست وبـلاگـهـای تـرک زبـان ایـران
    جغئللئق بازارطنز-JygyllykSatirik
    تـرکمن مدیکال-Türkmenmedical
    ترکمن کانادا-Türkmen Canada
    تبعیدنوشتهای یک دانش آموز
    من یک ترکمن گنبدی هستم
    Maksat's Blog-An English
    پیـدا و پنـهان زمین- الـهـه
    ابزار وبلاگنویسان جهان
    کم کم درخت میشویم
    عـاشـق ترکـمنصحـرا
    پلی بین من و شما
    ایل گِرِک-ILGEREK
    کومیش دپـه چــی
    تـورکـمـن یــولــی
    نشریّه حیدر بابا
    مقصد -Maksat
    روستاي يامپي
    ترکمن گلوبال
    ترکمن مدیا
    دُهُلچی
    دایان
    ميراث
    صحرا-اجو
    ترکمن ایلیم
    پاراسات - علم
    نگاهــی از دور
    پشت دیوار زمان
    دوتــــار - Dootar
    گلــســتان نـیــوز
    گولألــک - Güləlek
    نخبگان کومیش دپه
    ترکمنهای مقیم جم
    شادترين وبلاگ ايران
    یـاشـایـئــش - وارلیق
    کومیش دپه شهر خوبان
    ایـرانــتــو - Iran - Toronto
    تاريخ تركان ايران-شاهمرسي
    ارزانترین فروشگاه انترنتی ایرانیان
    پایگاه اینترنتی روشنفکران تورکمن
    کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن
    بخش فرهنگی اتحّادیّه روشنفکران ترکمن
  • فايلهاي پی دي اف - PDF Files

    تورکمن دیلی نینگ یازوو قادالاری - عبدالقهار صوفی راد
    فايلهاي پي دي اف تبرستان
    ...
    ...

    آمار